ویژن و میشن اقامتگاه؛ استراتژی توسعه قدم به قدم

ویژن، میشن، ارزش‌ها و هدف چهار چیز جدا هستند. یاد می‌گیرید هر کدام را برای اقامتگاه بنویسید، جایگاه برند را مشخص کنید و از میان شش مسیر توسعه با معیار مشخص انتخاب کنید.

این مقاله بخشی از دوره‌ی رایگان مینی‌ام‌بی‌ای اقامتگاه‌داری استسرفصل‌ها ←

ویژن می‌گوید می‌خواهید در چند سال آینده کجا باشید، میشن می‌گوید هر روز برای چه کسی چه کاری می‌کنید، ارزش‌ها می‌گویند چه چیزی را به هیچ قیمتی معامله نمی‌کنید، و هدف (OKR) می‌گوید این فصل با چه عددی می‌فهمید جلو رفته‌اید. اگر این چهار با هم قاطی شوند، نتیجه همان جمله‌های تزئینی است که روی دیوار می‌ماند و در هیچ تصمیمی دخالت نمی‌کند.

این مقاله نشان می‌دهد هر کدام را برای اقامتگاه چطور بنویسید که واقعاً کار کند، جایگاه برندتان را مشخص کنید، از میان مسیرهای رشد (واحد جدید، خدمات جدید، شهر جدید، مدیریت برای دیگران...) با معیار انتخاب کنید و بدانید چه زمانی نباید رشد کرد. مثال‌ها همه فرضی‌اند و برای نشان‌دادن شکل کار آمده‌اند. این مقاله جزئی از راهنمای جذب سرمایه‌گذار است؛ سرمایه‌گذار پیش از بازده، می‌خواهد بداند رشد شما جهت دارد یا نه.

ویژن، میشن، ارزش‌ها و هدف چه تفاوتی دارند؟

سؤالی که جواب می‌دهد

افق

چه شکلی دارد

مثال فرضی

ویژن

به کجا می‌خواهیم برسیم؟

۵ تا ۱۰ سال

تصویر مشخصِ آینده

«تا پنج سال دیگر، نخستین انتخاب مسافران خانوادگی در شهر X برای اقامت چندروزه»

میشن

هر روز چه می‌کنیم، برای چه کسی؟

بدون تاریخ

یک جمله‌ی عملیاتی

«اقامتگاه تمیز و آرام را با تحویل بدون استرس به خانواده‌های مسافر می‌دهیم»

ارزش‌ها

چه چیزی را فدا نمی‌کنیم؟

بلندمدت

۳ تا ۵ مورد

«شفافیت قیمت، نظافت بدون استثنا، برخورد محترمانه»

هدف / OKR

این فصل چه عددی را عوض می‌کنیم؟

۳ ماه تا ۱ سال

هدف + چند نتیجه‌ی قابل‌اندازه

«اشغال ماه‌های کم‌رونق را از ۳۵٪ به ۵۰٪ برسانیم»

چارچوب کلاسیکش از Collins و Porras در Harvard Business Review (۱۹۹۶) آمده: ویژن دو نیمه دارد؛ ایدئولوژی هسته (ارزش‌های پایدار و هدفِ وجودی که تمام‌شدنی نیست) و آینده‌ی تصورشده (هدف جسورانه‌ی ۱۰ تا ۳۰ ساله و توصیف زنده‌ی آن). به‌خلاف تصور رایج، بخش اول نباید با شرایط بازار عوض شود؛ بخش دوم است که باید تغییر و پیشرفت بخواهد. (من متن اصلی مقاله را مستقیم نخواندم و این خلاصه از چند منبع ثانویه است.) همین چارچوب برای اقامتگاه یک آزمون ساده می‌دهد: ارزش‌هایی را نگه دارید که حاضرید حتی اگر به ضرر کوتاه‌مدت شما تمام شود از آن‌ها دفاع کنید. «مهمان‌نوازی» ارزش نیست، چون همه می‌گویند؛ «ماه‌های شلوغ هم ظرفیت را بیش‌ازحد رزرو نمی‌کنیم» ارزش است، چون واقعاً هزینه دارد.

چطور برای اقامتگاه ویژن بنویسیم؟

ویژن خوب سه ویژگی دارد: مشخص (بتوان تشخیص داد رسیده‌اید یا نه)، قابل‌تصور (کسی که می‌خواند چیزی در ذهنش ببیند) و کمی نامعقول (یعنی با روال فعلی نمی‌رسید). روشی که Collins و Porras پیشنهاد می‌کنند: تصور کنید ده سال دیگر روزنامه‌نگاری درباره‌ی موفقیت شما می‌نویسد؛ تیتر و بندهای اولش چه می‌گوید؟

نمونه‌ی فرضی، به ترتیب ضعیف به قوی:

  • ضعیف: «بهترین اقامتگاه شهر باشیم.» (چه اندازه‌ای؟ طبق چه معیاری؟)

  • متوسط: «در پنج سال ۱۰ واحد داشته باشیم.» (عدد دارد ولی چیزی از «چه نوع» نمی‌گوید.)

  • قوی‌تر: «تا پنج سال دیگر، ۱۰ واحد در دو مجتمع، با امتیاز میانگین ۹ از ۱۰ از مهمانان و بیش از نیمی از رزروها از مهمان قبلی یا معرفی‌شده.»

عدد «۹ از ۱۰» و «نیمی از رزروها» فقط نمونه‌اند؛ عدد خودتان را از داده‌ی فعلی‌تان بسازید. ویژن چیزی نیست که یک بار بنویسید و بروید؛ هر سال بخوانید و ببینید هنوز می‌خواهیدش یا نه.

میشن را در یک جمله بنویسید، با این قالب

میشن عملیاتی است و باید به یک تصمیم روزمره پاسخ دهد. قالب سه‌قسمتی:

ما برای [چه مهمانی] [چه نتیجه‌ای] را با [چه روشی] فراهم می‌کنیم.

نمونه‌ی فرضی: «ما برای خانواده‌های مسافر، اقامتی آرام و تمیز را با تحویل ساده و پاسخ‌گویی سریع فراهم می‌کنیم.» حالا آزمونش: اگر مهمانی با گروه بزرگ جوان آمد و درخواست مهمانی شبانه داشت، میشن چه می‌گوید؟ اگر جواب نمی‌دهد، میشن شما بی‌استفاده است. همان‌طور که یک مقاله در Hospitality Net درباره‌ی هتل‌های مستقل می‌گوید، هویت واقعی همان چیزی است که تصمیم‌های طراحی، عملیات، قیمت و همکاری را فیلتر می‌کند، نه یک شعار. چنین هویتی به شما می‌گوید «به چه مهمانی نه بگوییم»، و این برای اقامتگاه کوچک ارزشمندتر از هر تبلیغی است (جزئیات برخورد با این مهمان‌ها در مدیریت مهمان پرمشکل هست).

جایگاه برند (positioning) را چطور مشخص کنیم؟

جایگاه برند یعنی جمله‌ای که خریدار را از میان گزینه‌های مشابه به سمت شما می‌برد. یک قالب رایج بیانیه‌ی جایگاه برند (در منابع برندسازی هتل دیده می‌شود) این است: «برای [مخاطب هدف] که [نیاز]، [نام برند] [دسته] است که [تفاوت] را می‌دهد، چون [دلیل باور]». مهم‌ترین قسمت دلیل باور است: چیزی که ادعا را قابل‌سنجش می‌کند.

نمونه‌ی فرضی: «برای خانواده‌هایی که با کودک سفر می‌کنند و از اتاق شلوغ و بی‌خواب‌شدن خسته‌اند، [اسم] یک مجتمع آپارتمانی آرام است که خواب راحت را تضمین می‌کند، چون هر واحد پرده‌ی تاریک‌کن، تخت کودک و ساعت سکوت ۱۰ شب دارد.»

آزمونش: اگر این جمله را می‌شود بدون تغییر روی سایت اقامتگاه رقیب گذاشت، هنوز مشخص نیست. «تمیز و راحت» ادعای همه است؛ «ساعت سکوت ۱۰ شب با قانون مکتوب» ادعای شماست. جایگاه برند باید به همه‌چیز برگردد: آگهی (بهینه‌سازی آگهی اقامتگاه)، قیمت (عوامل مؤثر بر نرخ‌گذاری)، و حتی فهرست مهمانانی که قبول می‌کنید.

مسیرهای توسعه: شش گزینه و ماتریس انسوف

Igor Ansoff در سال ۱۹۵۷ (HBR، «Strategies for Diversification») ماتریسی ساخت که رشد را در دو محور می‌سنجد: محصول (موجود یا جدید) و بازار (موجود یا جدید). چهار خانه می‌دهد: نفوذ در بازار (همان محصول، همان بازار؛ کم‌ریسک‌ترین)، توسعه‌ی بازار (همان محصول، بازار جدید)، توسعه‌ی محصول (محصول جدید برای همان مشتری) و تنوع‌بخشی (هر دو جدید؛ پرریسک‌ترین). منابعی که خواندم ترتیب ریسک را نسبی و غیرکمی می‌دانند و ماتریس را چارچوبی کلی می‌شمارند که جای تحلیل مالی را نمی‌گیرد.

تطبیقش با اقامتگاه (برداشت خودمان از ماتریس، نه نقل از منبع):

مسیر

خانه‌ی انسوف

مثال

سرمایه و ریسک

پیش‌نیاز

پر کردن ماه‌های خالی و افزایش رزرو مستقیم

نفوذ در بازار

قیمت فصلی، مهمان بازگشتی، کانال مستقیم

پایین

داده‌ی واقعی اشغال

ارتقای کیفیت

نفوذ/محصول

بازسازی، تخت بهتر، خدمات پذیرایی

متوسط

بازده اضافه‌ی نرخ بیشتر از هزینه

واحد جدید در همان مجتمع

نفوذ (با ظرفیت جدید)

افزودن چند واحد کنار هم

متوسط تا بالا

عملیات یکسان، نیروی مشترک

تنوع خدمات

توسعه‌ی محصول

اقامت بلندمدت، میزبانی گروهی، خدمات حمل‌ونقل

متوسط

مهمان فعلی چنین نیازی دارد؟

شهر/منطقه‌ی جدید

توسعه‌ی بازار

مجتمع در شهر دیگر

بالا

مدل عملیاتی مستند، مدیر محلی

مدیریت برای دیگران یا برند/امتیاز

تنوع‌بخشی

مدیریت ملک سرمایه‌گذار با کمیسیون، واگذاری برند

بالا (اعتبار برند در گرو دیگران)

استاندارد مکتوب و گزارش‌دهی

دو قاعده برای انتخاب. اول، از کم‌ریسک شروع کنید، چون نفوذ در بازار فقط به داده و فرایند نیاز دارد. دوم، هر مسیر باید یک سؤال را جواب دهد: «پایه‌ای که می‌سازیم واقعاً تکرارپذیر است؟». رشد یعنی کپی‌کردن؛ اگر واحد فعلی هنوز بدون حضور شخص شما کار نمی‌کند، واحد دوم دو برابر مشکل است. جزئیات سه مرحله‌ی رشد را در مدیریت چند اقامتگاه از یک واحد تا چند مجتمع دیده‌ایم؛ مدل «مدیریت برای دیگران» هم در مدل‌های مشارکت و قرارداد با مالک یا سرمایه‌گذار توضیح داده شده است. برای کانال‌ها هم راهنمای همه‌ی کانال‌های رزرو را ببینید.

نشانه‌های آمادگی قبل از رشد

این فهرست معیار پیشنهادی ماست (برآمده از منطق کار، نه آمار): قبل از اضافه‌کردن واحد، بررسی کنید:

  1. سود هر واحد در سناریوی بدبینانه هم مثبت است. (روش در امکان‌سنجی و ROI آمده.)

  2. سه ماه بدون رزرو تکراری و بدون بحران مهمان بوده است؛ اگر نه، اول پیشگیری از رزرو تکراری را درست کنید.

  3. کار کلیدی مکتوب است: تحویل، نظافت، پاسخ‌گویی و گزارش مشکل. اگر فقط در ذهن خودتان است، اولین مدیری که می‌آورید همه‌چیز را از شما می‌پرسد (نقش‌ها در چند شعبه).

  4. حساب‌وکتاب شفاف است، مخصوصاً اگر شریک دارید (تسویه شرکا). رشد با حساب مبهم، دعوا را بزرگ‌تر می‌کند.

  5. نقدینگی دوره‌ی بدون درآمد را دارید. واحد جدید چند ماه اول اشغال پایین دارد.

نقشه‌ی راه ۱، ۳ و ۵ ساله (نمونه‌ی فرضی)

نقشه‌ی راه ابزار تصمیم است، نه پیش‌بینی. هر مرحله باید یک خروجی قابل‌بررسی داشته باشد و مرحله‌ی بعد مشروط به آن باشد.

افق

هدف (فرضی)

شرط ورود به مرحله‌ی بعد

سال ۱

یک واحد با سود مثبت و عملیات مکتوب

سربه‌سر در سناریوی پایه و ۳ ماه بدون بحران

سال ۳

۴ واحد در یک مجتمع، با یک مدیر عملیات

سود هر واحد کمتر از ۸۰٪ واحد اول نشود (معیار خودتان)

سال ۵

مجتمع دوم، یا مدیریت یک ملک برای مالک دیگر

گزارش مالی ماهانه‌ی شفاف و سرمایه‌ی تأمین‌شده

سطر دوم مهم‌ترین ایده را دارد: رشد را به کیفیت نگه‌داری‌شده گره بزنید، نه صرفاً به تعداد. «۸۰٪» فقط عدد نمونه است.

OKR ساده: هدف را به عدد وصل کنید

OKR (Objectives and Key Results) در راهنمای Google re:Work و جمع‌بندی‌های همان رویکرد چنین قواعدی دارد (من صفحه‌ی اصلی re:Work را نتوانستم باز کنم و به خلاصه‌های ثانویه تکیه کردم): هدف کیفی و بدون عدد است؛ نتایج کلیدی قابل‌اندازه‌اند و پیامد را می‌سنجند نه فعالیت را؛ برای هر هدف حدود سه نتیجه‌ی کلیدی کافی است؛ و آزمون کفایت این است: اگر همه‌ی نتایج ۱۰۰٪ شوند ولی هدف محقق نشود، نتایج را بد انتخاب کرده‌اید.

نمونه‌ی فرضی برای یک فصل:

  • هدف: ماه‌های کم‌رونق دیگر ما را نگران نقدینگی نکند.

  • نتیجه‌ی ۱: اشغال دو ماه کم‌رونق از ۳۵٪ به ۵۰٪ (مبنا: داده‌ی ثبت‌شده‌ی سال قبل؛ منبع: گزارش رزروها).

  • نتیجه‌ی ۲: سهم رزرو مستقیم از ۲۰٪ به ۳۰٪.

  • نتیجه‌ی ۳: میانگین درآمد هر شب با کاهش بیش از ۱۰٪ نیامده باشد.

نتیجه‌ی سوم نگهبان است: بدون آن می‌شود اشغال را با تخفیف‌های ویرانگر بالا برد. فعالیت‌هایی مثل «پست اینستاگرام بگذاریم» نتیجه‌ی کلیدی نیست؛ ابزار است. اگر می‌خواهید مبنای عددی داشته باشید، در شاه‌کلید صفحه‌ی مالی تعداد شب، درآمد کل، میانگین درآمد هر شب و نمودار اشغال را برای بازه و ساختمان انتخابی نشان می‌دهد؛ شاه‌کلید خودش ماژول ثبت OKR ندارد، پس نتایج را در یک جدول ساده کنار این گزارش‌ها نگه دارید.

منابع، ریسک‌ها و زمانی که نباید رشد کنید

برای هر مسیر توسعه سه منبع بسنجید: پول (واحد جدید تا چند ماه بدون سود)، توجه مدیر (تعداد تصمیم‌هایی که هنوز فقط شما می‌گیرید) و اعتبار (یک مجتمع بد، امتیاز کل برند را می‌کشد). ریسک‌های رایج: رشد از طریق وام با قسط ثابت و درآمد فصلی، انتخاب مکان فقط به خاطر ارزانی، و ورود به مدل مدیریت برای دیگران پیش از گزارش‌دهی شفاف.

رشد نکنید اگر:

  • نیمی از سود امروز به حضور شخص شما وابسته است.

  • در بدترین سناریو (اشغال ۱۰٪ کمتر) واحد فعلی نقدینگی منفی دارد.

  • مشکل فعلی «کمبود تقاضا» است نه «کمبود ظرفیت». واحد بیشتر با تقاضای کم، فقط ضرر بیشتر است.

  • هنوز هیچ‌کدام از اشتباهات تکرارشونده‌ی عملیاتی (رزرو تکراری، تأخیر نظافت) را ریشه‌ای حل نکرده‌اید.

سؤال‌های پرتکرار

ویژن و میشن لازم است یا فقط یک اقامتگاه کوچک دارم؟

برای یک واحد، لازم نیست متنی رسمی داشته باشید، ولی همان دو سؤال را جواب بدهید: «برای چه مهمانی؟» و «به چه مهمانی نه می‌گویم؟». وقتی تیم یا شریک وارد شد، همین دو جواب مکتوب جلوی تصمیم‌های ناهماهنگ را می‌گیرد.

مسیر توسعه را چطور بین دو گزینه انتخاب کنم؟

دو معیار را مقایسه کنید: سود اضافی هر تومان سرمایه (در مدل مالی، مثلاً با روش امکان‌سنجی و ROI) و ریسک (ماتریس انسوف). گزینه‌ی کم‌ریسک‌تر با بازده نزدیک، معمولاً برنده است.

OKR برای اقامتگاه کوچک زیادی سنگین نیست؟

اگر به یک هدف و سه نتیجه در فصل قناعت کنید، نه. هدف OKR کاغذبازی نیست؛ اینکه هر فصل یک عدد مشخص را دنبال کنید.

برند و امتیاز (فرنچایز) برای اقامتگاه ایرانی ممکن است؟

نمونه‌ی مشخص و منبع معتبری از فرنچایز اقامتگاه کوتاه‌مدت در ایران پیدا نکردم و نمی‌توانم درباره‌ی بازار یا چارچوب قانونی آن ادعایی کنم. اگر این مسیر را می‌خواهید، قرارداد و حقوق برند را با وکیل بررسی کنید.

مطالب مرتبط

منابع

منابع

  1. Collins, J. & Porras, J. — Building Your Company's Vision, Harvard Business Review (۱۹۹۶) — خلاصه‌های ثانویه؛ PDF اصلی قابل‌خواندن نبود
  2. Corporate Finance Institute — Ansoff Matrixcorporatefinanceinstitute.com
  3. Hospitality Net — Why Indie Hotels Need a North Star More Than Everhospitalitynet.org
  4. Google re:Work — Set goals with OKRs (صفحه ۴۰۳ داد؛ از خلاصه‌های ثانویه استفاده شد)rework.withgoogle.com
ش

شاه‌کلید

تیم شاه‌کلید، سازنده نرم‌افزار مدیریت اقامتگاه‌های کوتاه‌مدت. راهنمایی‌های این دانشنامه برای میزبان‌هایی نوشته شده که می‌خواهند رزرو، حساب‌وکتاب و مهمان‌ها را منظم‌تر مدیریت کنند.

همه‌ی مقاله‌های شاه‌کلید
—

این مقاله چقدر مفید بود؟

نظرها

نظر خود را بنویسید

نظرها پس از بررسی و تأیید مدیر منتشر می‌شوند.