تصمیمهای بزرگ صاحب اقامتگاه (خرید ملک، تغییر قیمت، ادامهی بازسازی، استخدام) معمولاً با اطلاعات ناقص و فشار زمان گرفته میشوند و مغز ما برای این شرایط میانبرهایی دارد که اغلب جواب میدهند و گاهی به خطاهای قابلپیشبینی میرسند. این درس سه مدل تصمیمگیری را کنار هم میگذارد، پنج سوگیری رایج را با اعداد نشان میدهد و یک فهرست بررسی میدهد که قبل از امضای هر تصمیم بزرگ مرورش کنید.
این بخشی از سری «مدیریت علمی کسبوکار اجاره اقامتگاه» است؛ نقشهی سری در مدیریت علمی کسبوکار اجاره اقامتگاه آمده. درس قبل نظریههای انگیزش کارکنان بود. تاریخ بازبینی منبعها ۲ آبان ۱۴۰۵ است.
هدفهای یادگیری این درس
سه مدل تصمیمگیری (عقلانی کامل، عقلانیت محدود، شهودی) را تعریف و تفاوتشان را با مثال بیان کنید.
پنج سوگیری لنگرگذاری، تأیید، هزینهی هدررفته، اعتمادبهنفس بیشازحد و زیانگریزی را در تصمیمهای اقامتگاهی تشخیص دهید.
یک قیمت پیشنهادی ملک را با سقف قیمت از روی بازده و نه از روی عدد فروشنده بسنجید.
تصمیم ادامه یا توقف پروژه را فقط با هزینهها و منافع آینده بگیرید.
فهرست بررسی تصمیم را روی یک تصمیم واقعی خود اجرا کنید.
مدلهای تصمیمگیری: عقلانی، محدود، شهودی
مدل عقلانی کلاسیک فرض میکند تصمیمگیرنده همهی گزینهها و پیامدها را میشناسد و بهینهترین را برمیگزیند. هربرت سایمون (مقالهی «مدل رفتاری انتخاب عقلانی»، Quarterly Journal of Economics، ۱۹۵۵) این فرض را زیر سؤال برد و عقلانیت محدود را مطرح کرد: عقل ما را سختیِ مسئله، ظرفیت ذهن و زمان محدود میکند، پس آدمها گزینهی «قابلقبول» (satisficing) را مییابند، نه بهینه را (به نقل صفحهی ویکیپدیا؛ متن مقالهی ۱۹۵۵ را نخواندیم). کتاب درسی آزاد «اصول مدیریت» (OpenStax، فصل ۲) هم همین را در قالب «موانع تصمیمگیری مؤثر» میآورد: مدیر نمیتواند همهی گزینهها و پیامدها را بشناسد، اطلاعات ناقص است و مغز ظرفیت پردازش محدود دارد؛ فشار زمان آدم را به میانبرهای ذهنی (heuristics) میکشاند که زمان را کم میکنند ولی همیشه بهترین پاسخ را نمیدهند؛ و عدم قطعیت یعنی نتیجهی گزینهای را که برنمیگزینید هرگز نمیبینید. سایمون برای این کار جایزهی نوبل اقتصاد ۱۹۷۸ را گرفت (این نکته را از صفحهی خود نوبل نتوانستیم باز کنیم؛ فقط از منابع ثانویه میدانیم).
مدل شهودی و اکتشافی را کانمن و تورسکی مطرح کردند: مقالهی ۱۹۷۴ در Science سه میانبر ذهنی را شرح میدهد (نمایایی، در دسترسبودن، لنگرگذاری و تعدیل) که کارآمدند اما خطاهای نظاممند تولید میکنند (متن مقالهی Science را باز نکردیم؛ خلاصهی سه میانبر از نتیجهی جستوجو و از مرور فلایوبری ۲۰۲۱ است که مقالهی لنگر را شرح میدهد).
مثال اقامتگاهی: فرض کنید باید یکی از سه آژانس نظافت یا نیروی ثابت را انتخاب کنید. مدل کامل میگوید همهی هزینهها و کیفیتها را بسنج و بهینه را بردار. در عمل چنین دادهای ندارید. رویکرد سایمون: آستانهها را از پیش بنویسید (حداکثر ۴۰۰ هزار تومان برای هر واحد، حداقل یک سال سابقه، بازنظافت رایگان) و اولین گزینهی دارای هر سه شرط را انتخاب کنید. زمان تصمیم از دو هفته به دو روز میرسد و از چیزی که ارزش جستجوی بیشتر ندارد صرفنظر میشود. تصمیم شهودی («از قیافهاش خوشم آمد») وقتی خوب است که پشتش تجربهی تکرارشده با بازخورد سریع باشد؛ در خرید ملک که سالی یکبار رخ میدهد، شهود پشتوانهی کافی ندارد.
خطای رایج: پافشاری بر «بهینهترین» گزینه تا جایی که فرصت از دست برود. هزینهی تحلیل بیشتر هم در محاسبهی عقلانیت وارد است.
لنگرگذاری: عددی که دیدید، حساب شما را میچرخاند
تورسکی و کانمن (۱۹۷۴) نشان دادند عدد اولیه، حتی بیربط، تخمین را به سمت خود میکشد. بنت فلایوبری (دانشگاه آکسفورد، ۲۰۲۱، Project Management Journal، نسخهی آزاد روی arXiv) آزمایش معروف را چنین شرح میدهد: عددی بین ۰ و ۱۰۰ با چرخ شانس تعیین میشد و شرکتکننده میگفت درصد کشورهای آفریقایی در سازمان ملل بالاتر یا پایینتر از آن است و بعد تخمین میزد؛ میانهی تخمین برای کسانی که عدد ۱۰ آمده بود ۲۵٪ و برای عدد ۶۵ برابر ۴۵٪ شد. او میافزاید مغز به تقریباً هر چیزی لنگر میاندازد (عدد تصادفی، تجربهی قبلی، اطلاعات غلط) و پرهیز از آن دشوار است؛ بهترین راه این است که پیش از تصمیم، لنگر را به اطلاعات مرتبط وصل کنید، مثلاً نرخ پایهی پروژههای مشابه. نورثکرافت و نیل (۱۹۸۷) نشان دادند قیمت آگهی خانه بر قیمت پیشنهادی هم دانشجویان هم کارگزاران املاک اثر داشت و کارگزاران انکار میکردند.
مثال اقامتگاهی (محاسبه قدم به قدم): فرض کنید ویلایی را ۹ میلیارد تومان آگهی کردهاند. میخواهید از روی بازده بسنجید، نه از روی عدد فروشنده. درآمد سالانه = ۱۸۰ شب × ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان = ۷۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان. هزینههای عملیاتی ۳۵٪ درآمد (فرض) = ۲۵۲٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان. درآمد خالص عملیاتی = ۷۲۰ − ۲۵۲ = ۴۶۸ میلیون تومان در سال. بازده روی قیمت آگهی = ۴۶۸ ÷ ۹٬۰۰۰ = ۵٫۲٪. اگر با چانهزنی به ۸٫۵ میلیارد برسید، بازده ۴۶۸ ÷ ۸٬۵۰۰ ≈ ۵٫۵٪ میشود و احساس «برد» میکنید. اما اگر حداقل بازده مطلوب شما ۶٪ باشد، سقف قیمت = ۴۶۸ ÷ ۰٫۰۶ = ۷٬۸۰۰ میلیون تومان، یعنی ۷٫۸ میلیارد است. هر پیشنهاد بالاتر از آن از آستانهی خودتان رد میشود، فارغ از اینکه چقدر از آگهی «تخفیف» گرفتهاید. قاعدهی عملی: قبل از دیدن قیمت فروشنده، سقف قیمت خود را بنویسید، و اشغال و نرخ را بهجای حدس، از چند اقامتگاه مشابه همان منطقه بگیرید (همان «نرخ پایه»).
خطای رایج: درصد تخفیف از قیمت آگهی را معیار موفقیت چانهزنی دانستن. معیار، تناسب قیمت با جریان نقدی است. برای ارزیابی عددی تکمیلی ارزش فعلی خالص و نرخ بازده داخلی را ببینید.
سوگیری تأیید: دنبال دلیل برای باورِ قبلی
سوگیری تأیید یعنی گرایش به جستوجو، تفسیر و یادآوری اطلاعات به شکلی که باور قبلی را تقویت کند. نیکرسون (۱۹۹۸، Review of General Psychology، مرور ۴۶ صفحهای که متن کامل آزادش را خواندیم) آن را جستوجو یا تفسیر شواهد به شکلی جانبدار نسبت به باور، انتظار یا فرضیهی در دست تعریف میکند و تأکید دارد معمولاً ناآگاهانه است، نه ساختن عمدی پرونده مثل وکیلی که طرفی را دفاع میکند. او این سوگیری را از شناختهشدهترین خطاهای استدلال میشمارد، شاهدش را در زمینههای عملی گوناگون مرور میکند و دربارهی سودمندی یا زیانآوری آن هم بحث میکند. فصل OpenStax اصول مدیریت نمونهی مدیرانهاش را میدهد: توجه بیشتر به اطلاعاتی که باور فعلی را تأیید میکند، توجیه ضعف عملکرد کسی که دوستش داریم و دستکمگرفتن نقاط قوت کسی که دوستش نداریم؛ و پیشنهادش برای مقابله، دیدن موقعیت از چند زاویه و گرفتن چند نظر است. کانمن، لوالو و سیبونی (HBR، ژوئن ۲۰۱۱) میگویند آگاهی از سوگیریها تاکنون کیفیت تصمیمهای کسبوکاری را چندان بهتر نکرده و راهحل، بررسی ساختاریافتهی طرحها پیش از تصمیم است (فقط چکیدهی صفحهی ناشر را خواندیم).
مثال اقامتگاهی: فرض کنید به محلهای علاقهمندید و به دنبال ۵ نقد خوب از اقامتگاههای آن میگردید و پیدا میکنید. روش متضاد: دو جستوجوی هدفمند برای رد فرضیه: (الف) سه اقامتگاه مشابه در همان محله که ماههای فصل کم تقویمشان خالی است را بیابید و میانگین اشغال آنها را بنویسید؛ (ب) ۵ نقد بد را جمع کنید و علتهای تکراریشان (سروصدا، پارکینگ) را فهرست کنید. اگر فرضیهتان با اینها هم سرپا ماند، قویتر شده است. تکنیک «تصور کن سرمایهگذاری ساقط شده؛ چرا؟» برای سرمایهگذاریها در منابع هم آمده است.
خطای رایج: مشورتگرفتن از کسانی که میدانید موافقاند. از یک نفر بخواهید نقش «مخالف» را بازی کند.
هزینهی هدررفته: پولی که رفته، نباید تصمیم را بچرخاند
هزینهی هدررفته (sunk cost) هزینهای است که صرف شده و بازنمیگردد. فلایوبری (۲۰۲۱) «تعهد فزاینده» را گرایش به توجیه سرمایهگذاری بیشتر بر پایهی سرمایهگذاری قبلی میداند، با وجود شواهد تازهای که میگوید تصمیم شاید اشتباه باشد؛ و مثال تالر را میآورد: هر چه دو دوست برای بلیت بازی قیمت بیشتری داده باشند، احتمال بیشتری دارد با وجود طوفان برف رانندگی کنند. به گفتهی او رویکرد عقلانی نادیدهگرفتن آن چیزی است که تاکنون خرج شده، و این پدیده را نخست استاو (۱۹۷۶) توصیف کرد، با نامهای نزدیک «مغالطهی هزینهی هدررفته» (آرکس و بلومر ۱۹۸۵). فصل OpenStax همین را در تصمیم مدیریتی چنین میگوید: ماندن روی انتخاب بد حتی وقتی نتیجه بدتر میشود، چون «ادامه دادن» آسانتر از اعتراف به اشتباه است، و توصیه میکند آمادگی بازنگری و تغییر مسیر داشته باشید. استاو و فاکس (۱۹۷۷) در تصمیم فرضی ۲۰ میلیون دلاری R&D به ۹۶ دانشجوی مدیریت دادند: کسانی که گفته شد خودشان قبلاً سرمایهگذاری کردهاند بهطور میانگین ۱۲٫۹۷ میلیون دلار اختصاص دادند و دستهی دیگر ۹٫۴۳ میلیون.
مثال اقامتگاهی (محاسبه قدم به قدم): فرض کنید ۶۰۰ میلیون تومان صرف بازسازی نیمهکارهی یک واحد کردهاید. برای تکمیل ۳۰۰ میلیون دیگر لازم است و ارزش فعلی جریانهای نقدی واحد تکمیلشده را ۴۵۰ میلیون برآورد میکنید. اگر همین حالا بفروشید ۲۰۰ میلیون میگیرید. گزینهی تکمیل: ۴۵۰ − ۳۰۰ = ۱۵۰ میلیون خالص. گزینهی فروش فوری: ۲۰۰ میلیون. فروش ۵۰ میلیون بهتر است، و ۶۰۰ میلیون پیشین در هیچکدام از دو طرف نمیآید. احساس «دارم ۶۰۰ میلیون را دور میریزم» همان سوگیری است. یادآوری: برآوردهای ۴۵۰ و ۲۰۰ خودشان نامطمئناند؛ حساسیت نتیجه به آنها را با تحلیل سناریو و حساسیت بسنجید.
خطای رایج: پرسیدن «تا اینجا چقدر خرج کردهام؟» بهجای «اگر امروز از صفر شروع میکردم، همین کار را میکردم؟».
اعتمادبهنفس بیشازحد و زیانگریزی
اعتمادبهنفس بیشازحد سه شکل دارد: بیشبرآوردی عملکرد خود، بهتر دانستن خود از دیگران و دقتپنداری. فلایوبری (۲۰۲۱) آن را گرایش به اعتماد بیشازحد به پاسخهای خود تعریف میکند و نمونهی سنجیدهشدهاش را از کانمن (۲۰۱۱) میآورد: از مدیران مالی شرکتهای بزرگ آمریکا خواسته شد بازهای برای بازده سال بعد بدهند که ۸۰٪ مطمئن باشند شامل آن میشود؛ ۶۷٪ بازدههای واقعی بیرون از بازه افتاد، یعنی ۳٫۳۵ برابر بیشتر از انتظار. او میگوید متخصصان هم به اندازهی غیرمتخصصها (و شاید بیشتر) دچارند و ذهن به طور خودکار پراکندگی را کم برآورد میکند. همچنین بر «دیدگاه درون» (برنامهریزی از روی ویژگیهای همین پروژه) و «دیدگاه بیرون» (استفاده از نتیجهی واقعی پروژههای مشابه) تأکید میکند. سوگیری مرتبط، مغالطهی برنامهریزی، برآورد کمتر از واقع هزینه و زمان و بیشتر از واقع منافع است. لوالو و کانمن (HBR، جولای ۲۰۰۳) دربارهی «توهم موفقیت» میگویند خوشبینی تصمیمهای مدیران ارشد را مخدوش میکند.
زیانگریزی از نظریهی چشمانداز (کانمن و تورسکی، Econometrica، ۱۹۷۹): زیانها سنگینتر از سودهای هماندازه احساس میشوند و نتیجه نسبت به یک نقطهی مرجع سنجیده میشود (به نقل صفحهی ویکیپدیا دربارهی نظریهی چشمانداز؛ متن مقالهی ۱۹۷۹ در دسترس ما نبود).
مثال اقامتگاهی: فرض کنید برای اشغال سالانهی همان ویلا بازهای میدهید: «با اطمینان ۹۰٪ بین ۱۶۰ تا ۲۰۰ شب». اگر مثل مدیران مالی مطالعهی بالا بازهی «مطمئن» شما بیش از حد باریک باشد، بازه باید گشادتر باشد؛ مثلاً ۱۲۰ تا ۲۲۰. محاسبهی ما با ۱۴۰ شب (دیدگاه بدبینانه): درآمد ۱۴۰ × ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ = ۵۶۰ میلیون، هزینه ۳۵٪ آن = ۱۹۶ میلیون، خالص = ۳۶۴ میلیون. بازده روی ۸٫۵ میلیارد = ۳۶۴ ÷ ۸٬۵۰۰ ≈ ۴٫۳٪ و سقف قیمت با آستانهی ۶٪ = ۳۶۴ ÷ ۰٫۰۶ ≈ ۶٫۰۷ میلیارد. اختلاف سقف دو سناریو (۷٫۸ در برابر ۶٫۰۷ میلیارد) نشان میدهد چرا بازه مهمتر از عدد تکی است. نقطهی مرجع: اگر سال پیش شبی ۳ میلیون فروختهاید و بازار حالا ۲٫۷ میدهد، تمایل دارید قیمت را نگه دارید چون کاهش را «زیان» میبینید؛ با دادهی رفتار قیمتگذاری بسنجید که تقاضا واقعاً چه میگوید.
خطای رایج: پذیرش یک عدد تکی برای اشغال یا درآمد.
فهرست بررسی تصمیم (پیشنهاد ما)
این فهرست ترکیبی از آموختههای بالاست، نه فهرست منتشرشدهی یک مرجع:
سقف را بنویسید (بازده، هزینه، زمان) پیش از شنیدن عدد طرف مقابل.
بازه، نه عدد: برای هر برآورد کلیدی یک بازهی بدبینانه و خوشبینانه بنویسید، و آن را با نتیجهی واقعی چند اقامتگاه مشابه (دیدگاه بیرون) بسنجید.
فرضیهی مخالف: دو شاهد که فرضیه را رد میکند پیدا کنید.
آیندهنگر بسنجید: فقط هزینهها و منافع آینده را مقایسه کنید.
نفر مخالف بخواهید و هرچه میگوید بنویسید.
شرط خروج: قبل از شروع بنویسید در چه شرایطی متوقف میشوید.
ریسک: ریسکهای اصلی را در مدیریت ریسک اقامتگاه ثبت کنید.
مطالعهی موردی (فرضی)
فرض کنید میخواهید ویلایی را بخرید که آگهی ۹ میلیارد دارد. دلالی که آن را آورده میگوید «در پیک تابستان همیشه پر است». سه سوگیری آمادهی فعالشدناند: لنگر ۹ میلیارد، تأیید («نظر دلال همسو با علاقهی من است») و اعتمادبهنفس بیشازحد (اشغال ۱۸۰ شب).
با فهرست بررسی: سقف را قبل از چانهزنی مینویسید: ۷٫۸ میلیارد (بازده ۶٪ با ۱۸۰ شب) و ۶٫۰۷ میلیارد (با ۱۴۰ شب). مخالف میگوید اشغال سه ماه پاییز را ندیدهاید. دو اقامتگاه مشابه را بررسی میکنید و میبینید در آنها تقویم پاییز نیمهخالی است؛ پس خوشبینی شما باید کم شود. بهجای چانهزنی بر سر ۹ میلیارد، پیشنهاد ۶٫۵ میلیارد میدهید با این منطق که بین دو سقف است. اگر فروشنده نپذیرفت، شرط خروج شما (بالاتر از ۷ میلیارد نمیخرید) اجازه میدهد بدون پشیمانی بروید. نتیجهی فرضی: یا ملک را با بازده قابلقبول میخرید یا از دستدادنش را زیان نمیدانید. این مثال فقط منطق تصمیم است، نه توصیهی سرمایهگذاری.
تمرین برای شما
سقف قیمت. برای ملکی که اخیراً دیدهاید: اشغال، نرخ، هزینهها را بنویسید و سقف قیمت با آستانهی بازده دلخواهتان را حساب کنید. راهنما: سقف = درآمد خالص سالانه ÷ بازده مطلوب.
بازهی ۹۰٪. برای اشغال سال آیندهی خود بازهای بنویسید که ۹۰٪ مطمئن باشید و بعد آن را ۵۰٪ گشادتر کنید. راهنما: ببینید سقف قیمت چقدر تغییر میکند.
هزینهی هدررفته. پروژهای نیمهکاره دارید؟ فقط هزینهی تکمیل و ارزش پس از تکمیل را با ارزش فروش فوری مقایسه کنید.
فرضیهی مخالف. یکی از باورهای تجاریتان را بنویسید و دو مدرک برای رد آن بجویید.
آزمون لنگر. دفعهی بعد که قیمتی شنیدید، قبل از واکنش، برآورد خودتان را روی کاغذ بنویسید و بعد مقایسه کنید.
جمعبندی درس
تصمیم واقعی بین مدل کامل و میانبر شهودی است؛ آستانههای از پیش نوشتهشده سرعت میدهند.
لنگر قبل از دیدن عدد طرف مقابل خنثی میشود: سقف را بنویسید.
علاقهی شخصی را با جستوجوی فعالانهی شواهد مخالف بسنجید.
هزینهی گذشته در تصمیم آینده جایی ندارد.
بهجای عدد تکی، بازه و سناریو بگیرید.
آگاهی بهتنهایی کافی نیست؛ ساختار (فهرست، مخالف، شرط خروج) لازم است.
درس بعدی
درس بعد کارآفرینی و Lean Startup است: وقتی نمیتوان با داده تصمیم گرفت، چگونه با آزمایش ارزان یاد بگیریم.
سؤالهای پرتکرار
آیا شهود صاحبتجربه بیارزش است؟
نه. اگر در محیطی با بازخورد سریع و تکرارپذیر آموخته شده باشد (مثلاً حس شما دربارهی مهمان پرمشکل پس از صدها پذیرش)، قابلاتکاست. دربارهی تصمیمهای نادر و بزرگ (خرید ملک) شهود پشتوانهی کمتری دارد.
سوگیریها را میشود از بین برد؟
منابعی که خواندیم میگویند آگاهی بهتنهایی کافی نیست؛ فرایند ساختاریافته مثل فهرست بررسی و نظر مخالف کمک میکند. حذف کامل سوگیری ادعای منبعی نیست.
آستانهی بازده ۶٪ ثابت است؟
نه، عدد مثال است. آستانهی شما باید از فرصتهای جایگزین و ریسک خودتان بیاید.
منابع
آنچه واقعاً باز و خوانده شد. منبعهای آزاد و دستاول:
A. Flyvbjerg, B. — Top-Ten Behavioral Biases in Project Management: An Overview، Project Management Journal 52(6)، ۲۰۲۱، صص ۵۳۱–۵۴۶ (متن کامل، نسخهی آزاد روی arXiv) — https://arxiv.org/abs/2202.00125 B. Nickerson, R. S. — Confirmation Bias: A Ubiquitous Phenomenon in Many Guises، Review of General Psychology 2(2)، ۱۹۹۸، صص ۱۷۵–۲۲۰ (متن کامل PDF) — https://pages.ucsd.edu/~cmckenzie/nickersonConfirmationBias.pdf C. Principles of Management، فصل ۲، بخش ۲٫۴ «Barriers to Effective Decision-Making» — OpenStax، کتاب درسی آزاد — https://openstax.org/books/principles-management/pages/2-4-barriers-to-effective-decision-making
صفحههای دانشنامهای (فقط بهعنوان اشارهگر به مقالههای اصلی؛ ادعاهای وابسته به آنها در متن مشخص شده):
Anchoring effect — Wikipedia (Tversky & Kahneman 1974؛ Northcraft & Neale 1987)
Sunk cost — Wikipedia (Staw 1976؛ Staw & Fox 1977؛ Arkes & Blumer 1985)
Prospect theory — Wikipedia (Kahneman & Tversky 1979، Econometrica)
«Delusions of Success» — Lovallo & Kahneman، HBR، جولای ۲۰۰۳ (صفحهی ناشر؛ فقط چکیده)
آنچه نتوانستیم تأیید کنیم
متن مقالههای اصلی سایمون (۱۹۵۵)، تورسکی و کانمن (۱۹۷۴)، کانمن و تورسکی (۱۹۷۹)، آرکس و بلومر (۱۹۸۵) و استاو (۱۹۷۶) را نخواندیم: نسخهی Science و DTIC و Princeton و RAND پاسخ ۴۰۳ دادند، سرور دانشگاه اتریش اتصال را رد کرد و صفحهی دانشگاه سائوپائولو نیاز به ورود داشت؛ دور زدن محدودیت نکردیم.
اعداد استاو و فاکس (۱۹۷۷) (۱۲٫۹۷ در برابر ۹٫۴۳ میلیون دلار)، آزمایش نورثکرافت و نیل (۱۹۸۷) و نقطهی مرجع و ضریب زیانگریزی در نظریهی چشمانداز هنوز فقط از صفحههای ویکیپدیا آمدهاند.
فلایوبری (۲۰۲۱) خودش مرور است؛ اعداد آزمایشهای کانمن و تورسکی (چرخ شانس) و مدیران مالی را به نقل او آوردهایم نه از متن اصلی. موضوع اعداد او برای پروژههای بزرگ عمرانی است، نه اقامتگاه.
متن کامل مقالههای HBR را نخواندیم؛ فهرست بررسی بخش بالا ترکیب خودمان است، نه فهرست آن مقاله.
هیچ دادهی منتشرشدهای دربارهی میزان این سوگیریها در میان میزبانهای اقامتگاه پیدا نکردیم؛ مثالها فرضیاند.
آخرین بازبینی: ۲ آبان ۱۴۰۵
نظرها