مدیریت تغییر و مقاومت نیروها در تغییرات مدیریتی

وقتی نرم‌افزار یا فرایند اقامتگاه عوض می‌شود، مقاومت نیرو معمولاً از ندانستن «چرا» و «چطور» می‌آید. دو مدل Kotter و ADKAR، یک برنامه‌ی چهارهفته‌ای و شاخص‌های موفقیت.

این مقاله بخشی از دوره‌ی رایگان مینی‌ام‌بی‌ای اقامتگاه‌داری استسرفصل‌ها ←

نیرویی که در برابر تغییر مقاومت می‌کند معمولاً بدخواه یا تنبل نیست؛ یا نمی‌داند چرا قرار است چیزی عوض شود، یا نمی‌داند چطور از پسش بربیاید، یا بعد از چند روز می‌بیند راه قدیمی راحت‌تر است. دو چارچوب شناخته‌ی مدیریت تغییر، Kotter و ADKAR، همین را می‌گویند و به مدیر ترتیب کار می‌دهند: اول دلیل، بعد میل، بعد دانش و توانایی، و آخر تثبیت. این مقاله آن‌ها را روی یک سناریوی ملموس اقامتگاه (مثلاً مهاجرت از دفتر کاغذی به نرم‌افزار رزرو) می‌گذارد.

برای زمینه‌ی ساخت فرهنگ پیش از تغییر، فرهنگ مهمان‌نوازی و برنامه‌ی آموزش و برای ریشه‌های تنش در تیم تعارض تیم و فرسودگی را ببینید؛ اینجا فقط فرایند خودِ تغییر است.

مقاومت نیرو از چه چیزهایی می‌آید؟

Prosci، شرکتی که مدل ADKAR را پیشنهاد می‌کند، می‌نویسد پیش‌فرض آدم‌ها و سازمان‌ها وضع موجود است و بدون مدیریت فعال تغییر سخت است. همان منبع می‌گوید تغییر روی گروه‌های مختلف اثر متفاوت دارد؛ نرم‌افزار جدید ممکن است کار پذیرش را زیر و رو کند و کار نظافت را اصلاً نه. و اگر کسانی که تغییر روی آن‌ها اثر می‌گذارد زود درگیر نشوند، احتمال مقاومت بالاتر می‌رود. (Prosci یک شرکت مشاوره و آموزش است و در فروش همین خدمات منفعت دارد؛ ادعاهایش را با همین احتیاط بخوانید.)

پژوهش آکادمیک تصویر دقیق‌تری می‌دهد. اورگ (۲۰۰۳، Journal of Applied Psychology؛ فقط چکیده را از مخزن دانشگاه عبری خواندیم) مقیاسی برای سنجش گرایش فردی به مقاومت ساخت و چهار عامل پایدار یافت: روال‌طلبی، واکنش هیجانی به تغییر تحمیلی، انعطاف‌ناپذیری شناختی و تمرکز بر کوتاه‌مدت. این‌ها گرایش شخصی‌اند و نشان می‌دهند همه‌ی مقاومت «موقعیتی» نیست. اورگ، واکولا و آرمناکیس (۲۰۱۱، Journal of Applied Behavioral Science؛ فقط چکیده) ۷۹ پژوهش کمّی از ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۷ را مرور کردند و مدلی ساختند با سه بخش: واکنش آشکار (نگرشی با سه بُعد)، پیش‌زمینه‌ها و پیامدها؛ پیش‌زمینه‌ها دو گروه‌اند: پیش از تغییر (ویژگی‌های دریافت‌کنندگان و زمینه‌ی درونی سازمان) و خودِ تغییر (فرایند تغییر، منافع یا زیان ادراک‌شده و محتوای تغییر). یعنی روشی که تغییر را اجرا می‌کنید همان‌قدر مهم است که خودِ تغییر.

یک مطالعه‌ی دسترسی‌آزاد روی ۳۷۲ کارمند بانک‌های خصوصی پنجاب پاکستان (PLS-SEM، مقطعی، خوداظهاری؛ ۹۲٪ مرد و بیشتر مدیران رده‌ی پایین) نشان داد برداشت از عدالت سازمانی از طریق حمایت سازمانی ادراک‌شده، رابطه‌ی رهبر–عضو و آمادگی برای تغییر مقاومت را کم می‌کند: اثر مستقیم حمایت سازمانی ۰٫۱۴۵−، رابطه‌ی رهبر–عضو ۰٫۲۵۳− و آمادگی ۰٫۲۴۵− بود، و عدالت رویه‌ای قوی‌ترین اثر را بر حمایت داشت (۰٫۳۰۸). نمونه بانکی و پاکستانی است، نه اقامتگاه؛ ولی با درس رفتار سازمانی پرسنل هم‌خوان است: وقتی نیرو فرایند را منصفانه می‌بیند، تغییر راحت‌تر پذیرفته می‌شود.

از این‌ها و استدلال ساده‌ی عملیاتی، پنج علت رایج در اقامتگاه بیرون می‌آید (جمع‌بندی ماست):

علت

چه شکلی دارد

واکنش درست

ندانستن چرا

«دفتر که خوب بود»

دلیل را با مثال خود اقامتگاه بگویید، مثلاً یک رزرو تکراری

ترس از ناتوانی

نیرو کم‌سواد دیجیتال است و نمی‌خواهد جلوی بقیه اشتباه کند

آموزش خصوصی و بدون قضاوت

ترس از کنترل

«می‌خواهند ردم را بگیرند»

روشن بگویید چه چیزی ثبت می‌شود و برای چه

افزایش کار اولیه

ثبت دو جا (کاغذ و سیستم)

تاریخ قطع روش قدیم را اعلام کنید

تجربه‌ی تغییر نیمه‌کاره

«قبلاً هم گفتند، بعد رها شد»

با پیگیری ثابت نشان دهید این بار فرق دارد

مدل کاتر: هشت گام، کدام‌ها برای اقامتگاه کوچک می‌ماند؟

جان کاتر (کتاب Leading Change) مدلی هشت‌گامی ارائه کرد که سایت شرکت خودش (Kotter Inc.) این‌طور خلاصه می‌کند: ایجاد حس فوریت، تشکیل ائتلاف راهبر، شکل‌دادن چشم‌انداز راهبردی، جذب «ارتش داوطلب»، برداشتن مانع‌ها برای عمل، ایجاد پیروزی‌های کوتاه‌مدت، حفظ شتاب، و نهادینه‌کردن تغییر. همان سایت می‌گوید مدل خطی اولیه بعداً به «هشت شتاب‌دهنده» تکامل یافت. کتاب درسی آزاد «اصول مدیریت» (OpenStax، بخش ۱۰٫۳) هم هشت گام را با تعبیر کمی متفاوت می‌آورد (فوریت، ائتلاف راهبر، چشم‌انداز، ابلاغ، رفع مانع، پیروزی‌های کوچک، تثبیت بهبودها، ریشه‌دادن در فرهنگ) و دو هشدار می‌دهد: مدل برای تغییر قابل‌پیش‌بینی و سلسله‌مراتب قوی مناسب است، و اگر کارمند در شکل‌دادن به برنامه نقشی نداشته باشد، به‌ویژه وقتی فوریت و چشم‌انداز را نفهمد، مقاومت می‌کند. همان فصل مدل لوین (باز کردن یخ، تغییر، یخ‌زدن مجدد) را هم نقل می‌کند و می‌گوید فرضش سازمانی نسبتاً باثبات است، که به نوشته‌ی کتاب «به‌طور فزاینده کم‌یاب» است. فصل دو نگرش را از هم جدا می‌کند: نگرش مرسوم، که مقاومت را پیش‌فرض می‌داند و کارمند را باید مدیریت کرد (و ممکن است متقاعدسازی‌اش را کارمند دستکاری ببیند)، و نگرش مشارکتی/قدردان، که کارمند را شریک و مدافع تغییر می‌بیند؛ و می‌گوید هر چه تغییر پیچیده‌تر، به مشارکت کارمند در برنامه‌ریزی نیاز بیشتر است.

برای اقامتگاه یک تا ده نفره، همه‌ی هشت گام لازم نیست، ولی سه گام اهمیت خاص دارند:

  • فوریت: دلیل را با یک مشکل مشخص اقامتگاه نشان دهید، نه جمله‌ی کلی «باید مدرن شویم».

  • پیروزی کوتاه‌مدت: در ده روز اول یک چیز ملموس نشان دهید، مثلاً «دیروز بدون زنگ زدن به سه نفر وضعیت واحد را دیدیم».

  • نهادینه‌کردن: تا وقتی چک‌لیست‌ها، شرح وظایف و نحوه‌ی ارزیابی با روش جدید نخوانند، نیرو به روش قدیم برمی‌گردد.

مدل ADKAR: کجای راه گیر کرده‌ایم؟

ADKAR پنج عنصر دارد که طبق صفحه‌ی Prosci هر فرد باید طی کند: آگاهی (Awareness) از ضرورت تغییر، میل (Desire) به مشارکت، دانش (Knowledge) از چگونگی، توانایی (Ability) در عمل، و تقویت (Reinforcement) برای ماندگاری. همان صفحه می‌گوید عناصر ترتیبی‌اند ولی خطی نیستند و باید روی «اولین عنصر برآورده‌نشده»ی هر نفر کار کرد. این سازنده‌ترین جمله برای مدیر کوچک است: به‌جای آموزش همگانی، بپرسید هر نیرو الان کجاست.

وقتی نیرو می‌گوید

احتمالاً گیرکرده در

اقدام

«چرا باید عوض کنیم؟»

آگاهی

یک مشکل مشخص را نشان بدهید

«لازم ندارم»

میل

بپرسید چه چیزی را از دست می‌دهد و چه چیز می‌تواند به او اضافه شود

«بلد نیستم»

دانش

آموزش گام به گام با مثال واقعی

«بلدم ولی دست‌وپا گیر است»

توانایی

زمان تمرین، مربی، ساده‌کردن کار

«چند وقت است برمی‌گردم به روش قدیم»

تقویت

پیگیری، قطع روش قدیم، دیده‌شدن موفقیت

Prosci در صفحه‌ی دیگری مثالی دارد: راه‌اندازی یک سیستم خرید که مستقیم سراغ آموزش رفت و آگاهی و میل را نساخت، با حضور کم، سردرگمی و مقاومت روبه‌رو شد. درس عملی: «آموزش بدهید» اولین واکنش بیشتر مدیران است، ولی در ADKAR سومین گام است.

یک برنامه‌ی چهارهفته‌ای برای تغییر نرم‌افزار در اقامتگاه

این برنامه ساخته‌ی ماست و بر ADKAR و کاتر تکیه دارد، نه یافته‌ی پژوهشی مستقل:

  1. هفته‌ی صفر (قبل از شروع): یک مشکل مشخص را بنویسید. مثلاً «ماهی دو رزرو تکراری». نیرو را بپرسید از روش فعلی چه چیزی را دوست دارد؛ آن را در طراحی نگه دارید. دو نفر را به‌عنوان «داوطلب پیشرو» انتخاب کنید.

  2. هفته‌ی اول: پیشروها با داده‌ی واقعی چند روز کار می‌کنند و ایرادها را جمع می‌کنند. بقیه فقط نتیجه را می‌بینند.

  3. هفته‌ی دوم: آموزش کوتاه برای همه، در موقعیت واقعی (ثبت یک رزرو واقعی). دو روش هم‌زمان کار می‌کند، با تاریخ قطع.

  4. هفته‌ی سوم: روش قدیم قطع می‌شود. هر روز ده دقیقه برای سؤال و ثبت مشکل.

  5. هفته‌ی چهارم: بازنگری: چه چیزی کند بود؟ چه چیزی بهتر شد؟ شرح وظیفه و چک‌لیست‌ها به‌روز می‌شوند.

اگر شاه‌کلید را وارد می‌کنید، می‌توانید نقش‌ها را طوری بسازید که نیرو فقط صفحه‌های لازمش را ببیند؛ این مسیر در نقش‌ها در مجموعه‌ی چندشعبه توضیح داده شده، و کاهش حجم نمایش یکی از ساده‌ترین راه‌های کم‌کردن ترس اولیه است.

برای اینکه در این چهار هفته اطلاعات بین شیفت‌ها گم نشود، برگه‌ی تحویل شیفت در تیم‌ورک اعضای مجموعه به کار می‌آید، و برای فهمیدن اینکه چرا بعضی نیروها پیش‌دستی می‌کنند و بعضی نه، رفتار سازمانی پرسنل را ببینید.

شاخص‌های موفقیت: چطور بفهمیم تغییر گرفته؟

عدد رسمی برای اقامتگاه سراغ نداریم؛ این شاخص‌ها منطقی‌اند و باید خودتان مقدار هدف بگذارید:

  • درصد رزروهایی که فقط در سیستم ثبت شده‌اند (بدون دفتر دوم)؛

  • تعداد اشتباه ثبت در هفته (باید کم شود، نه صفر)؛

  • زمان لازم برای یافتن وضعیت یک واحد؛

  • تعداد سؤال یا شکایت نیرو (در هفته‌ی اول زیاد و بعد کم)؛

  • رضایت نیرو با سه سؤال کوتاه در هفته‌ی چهارم.

Prosci ادعا می‌کند پروژه‌های دارای مدیریت تغییر عالی هفت برابر بیشتر به اهدافشان می‌رسند، ولی از صفحه‌ی آن نمی‌توان فهمید این عدد از چه دوره و روشی است و خودش ذی‌نفع است؛ ما آن را قاعده نمی‌دانیم.

مقاومتی که واقعاً معنی دارد

همه‌ی مقاومت‌ها سوءتفاهم نیستند. فصل OpenStax هم همین نکته را از زاویه‌ی نگرش مرسوم می‌گیرد: اگر مقاومت را «پیش‌فرضِ مهارکردنی» ببینید، بازخورد را از دست می‌دهید. گاهی نیرو درست می‌گوید که فرایند جدید برای کار روزمره ناکارآمد است. در برنامه‌ی بالا از نیرو بخواهید ایراد را مکتوب کند، و اگر محق بود تغییر را اصلاح کنید. تغییر مدیریتی که فقط ابلاغ شود، بازخوردی را از دست می‌دهد که می‌توانست جلوی خطا را بگیرد.

آنچه نتوانستیم تأیید کنیم

  • صفحه‌ی ADKAR نام سازنده‌ی مدل را نداشت و آن را نسبت نداده‌ایم.

  • متن کامل مقاله‌ی اورگ (۲۰۰۳) و مرور اورگ و همکاران (۲۰۱۱) باز نشد (سرور دانشگاه عبری اتصال را رد کرد)؛ فقط چکیده‌ها را از مخزن پژوهش دانشگاه عبری خواندیم و جزئیات آماری‌شان را نیاورده‌ایم.

  • مقاله‌ی اصلی Kotter در HBR (۱۹۹۵) را نخواندیم؛ نسخه‌های PDF آن روی سایت‌های دانشگاهی بازنشر مواد دارای حق نشر ناشر بود و استفاده نکردیم.

  • ادعای هفت‌برابری Prosci و پیشنهاد «هر نفر روی اولین عنصر برآورده‌نشده» هنوز فقط از صفحه‌های خود Prosci است؛ منبع مستقل آکادمیک برای اثر ADKAR پیدا نکردیم.

  • مطالعه‌ی پاکستانی بانک مقطعی و خوداظهاری است و تعمیم آن به اقامتگاه ایرانی بی‌پشتوانه است.

  • پژوهشی درباره‌ی مدیریت تغییر در اقامتگاه‌های ایرانی پیدا نکردیم.

برای تصویر کلی این حوزه، مدیر اقامتگاه؛ شرح وظایف و مهارت‌ها را هم ببینید.

سؤال‌های پرتکرار

اگر نیرو بخواهد ساختن روش جدید را به‌طور کامل رد کند چه؟

اول بپرسید مشکل کدام عنصر است (ندانستن، نتوانستن، نخواستن). اگر پس از آموزش و پیگیری کماکان انجام نمی‌دهد، موضوع به انتظارات شغلی برمی‌گردد و باید در همان چارچوب با قرارداد و شرح وظیفه‌ی او بررسی شود.

آیا باید تغییر را یک‌باره یا مرحله‌ای انجام داد؟

برای اقامتگاه کوچک، آزمایش با دو داوطلب و بعد گسترش معمولاً کم‌ریسک‌تر است؛ این توصیه‌ی عملی ماست، نه نتیجه‌ی مقایسه‌ی پژوهشی.

مدل کاتر را باید حرف به حرف اجرا کنم؟

لازم نیست. کاتر خودش مدل را از حالت خطی به «شتاب‌دهنده» رسانده است. روی فوریت، پیروزی کوتاه و نهادینه‌سازی تمرکز کنید.

چه کسی را به‌عنوان داوطلب پیشرو انتخاب کنم؟

نه الزاماً تکنولوژی‌دوست‌ترین نفر. کسی که نزد همکاران اعتبار دارد، حتی اگر کمی کندتر یاد بگیرد، پیام را بهتر منتقل می‌کند.

منابع

آخرین بازبینی: ۱ آبان ۱۴۰۵

ش

شاه‌کلید

تیم شاه‌کلید، سازنده نرم‌افزار مدیریت اقامتگاه‌های کوتاه‌مدت. راهنمایی‌های این دانشنامه برای میزبان‌هایی نوشته شده که می‌خواهند رزرو، حساب‌وکتاب و مهمان‌ها را منظم‌تر مدیریت کنند.

همه‌ی مقاله‌های شاه‌کلید
—

این مقاله چقدر مفید بود؟

نظرها

نظر خود را بنویسید

نظرها پس از بررسی و تأیید مدیر منتشر می‌شوند.